مطلب پایین در مورد مدیریت پروژه است که این حقیر نوشته ام .
مدیریت در این سطح ها انجام خواهد شد :
* Project Scope Management
Project Time Management *
Project Cost Management *
Project Quality Management *
Project Human Resource Management *
Project Risk Management *
Project Integration Management*
توضیح
مختصر و در حد معلومات خودم در مورد Term های بالا , Scope یعنی مشخص کردن
محدوده سیستم , که این محدوده رابطه مستقیمی با Time و Cost داره که این
سه تا با هم یک مثلث آهنی رو تشکیل میدهند , چنانکه اگر دامنه پروژه بزرگ
بشه پس زمان و هزینه بیشتری در پی خواهد داشت .
و اونای دیگه هم که معلومند .
به طور خلاصه مراحل در یک پروژه نرم افزاری به صورت زیر است :
Initiating: همان مرحله نیت کردن است . در این مرحله شما نیت می کنید که فلان پروژه رو شروع کنید . البته خوده این بخش نیت کردن خودش عالمیه , اگر عمری باشه حتما ریز به ریز توضیح خواهم داد .
Planning: طرح ریزی و تصمیم گیری اینکه این پروژه چگونه کامل خواهد شد .
Executing : بعد از طرح ریزی , تیم کاری مشغول به کار خواهند شد .
Controlling: تیم کاری توسط مدیر (ها) کنترل می شوند .
Closing : همان بهشت برین .
البته بین مراحل Planning و Controlling و Executing ممکن است Iteration باشد .


Act : ممکن است بخواهید بهبودی در روند اجرای این پروسه بدهید , به عبارت دیگر این مرحله , مرحله بازنگری است . و برگشت به نقطه Plan دوباره .
موفق باشید
اشکال زدایی (debug) یک کد چندین مرتبه از نوشتن آن سختتر است. بنابراین
اگر کد اولیه خود را بسیار هوشمندانه بنویسید، جهت اشکال زدایی آن به
اندازهی کافی باهوش نخواهید بود! (Brian Kernighan)
تنها دو نوع
زبان برنامه نویسی وجود دارد: آنهایی که برنامه نویسها از آن شکایت دارند
و آنهایی که اصلا مورد استفاده قرار نمیگیرند! (Bjarne Stroustrup)

هر
کسی میتواند کدی بنویسد که یک کامپیوتر آنرا درک کند. یک برنامه نویس
خوب کدی را مینویسد که برای سایر همکارانش قابل درک باشد. (Martin Fowler)
اندازهگیری
درصد پیشرفت یک پروژه برنامه نویسی با شمارش تعداد سطرهای کدهای آن همانند
اندازه گیری درصد پیشرفت ساخت یک هواپیما از طریق وزن کردن آن است! (Bill
Gates)
برنامه نویسی سطح پایین (Low-level) روح برنامه نویسها را جلا میبخشد! (John Carmack, ID software)
بزرگی
واقعی با اندازه گیری مقدار آزادی که به دیگران عطا میکنید، سنجیده
میشود و نه به اینکه چگونه دیگران را وادار میکنید تا آنچه را که مد نظر
شما است اجرا کنند. (Larry Wall)
هیچگاه از gets و sprintf استفاده
نکنید، در غیر اینصورت شیاطین به زودی به سراغ شما خواهند آمد! (FreeBSD
Secure Programming Guidelines)
صحبت کردن ساده است. کدت رو نشون بده! (Linus Torvalds)
علوم
رایانه هیچگاه شخصی را تبدیل به یک برنامه نویس خوب نمیکنند همانطور که
مطالعه در مورد رنگها و قلمها شما را تبدیل به یک نقاش خوب نمیکند.
(Eric Raymond)
هیچ برنامهای تا زمانیکه آخرین یوزر آن بمیرد به پایان نخواهد رسید! (از یک گروه پشتیبانی نرم افزار ناشناس!)
برنامه نویسهای C هرگز نخواهند مرد. آنها فقط تبدیل به void خواهند شد. (ناشناس)
پایان دنیای یونیکس 2 به توان 32 ثانیه پس از اول ژانویه 1970 است! (ناشناس)
زمانی
که کد مینویسید فرض کنید شخصی که قرار است در آینده از کدهای شما نگهداری
کند یک دیوانهی زنجیری است که آدرس خانهی شما را میداند! (Rick Osborne)
سادگی یک برنامه یکی از شرایط قابل اطمینان بودن آن است. (Edsger Dijkstra)
یونیکس سیستم عامل سادهای است، اما شما باید فرد باهوشی باشید تا بتوانید این سادگی را درک کنید! (Dennis Ritchie)
اگر به کامپایلر دروغ بگوئید او بعدا انتقام خواهد گرفت! (Henry Spencere)
پرل تنها زبان برنامه نویسی است که پیش و پس از رمزنگاری RSA به یک شکل به نظر میرسد! (Keith Bostic)
تنها دو صنعت هستند که به مصرف کنندگان خود "کاربر" میگویند: صنعت کامپیوتر و تجارت مواد مخدر! (ناشناس)
نقل شده از بلاگ: وحید نصیری
این مطلب پایین برگرفته شده است از دیدگاهی در مجله شبکه می باشد .
اشاره :
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||
معمولاً
وقتی سازمان یا شرکتی نرمافزاری را سفارش میدهد، هیچگاه به این موضوع
فکر نمیکند که ممکن است قبل از تحویل گرفتن آن، نرمافزار او بمیرد و از
آن محصول نتواند استفاده کند. یا اگر نرمافزار را سالم تحویل بگیرد باز
هم به این موضوع فکر نمیکند که این نرمافزار روزی میمیرد.
در
کشورهای صنعتی درصد مشکلات پروژههای نرمافزاری بسیار کمتر از کشور ما
است. تجربه به ما نشان داده که تقریباً بیستدرصد از پروژههای نرمافزاری
کوچک و حدود ده تا پانزده درصد از پروژههای نرمافزاری بزرگ مشکل دارند.
در واقع این پروژهها آنقدر مشکل دارند که نمیتوان آنها را اصلاح کرد.
جالبتر اینکه برخی از مدیران پروژههای نرمافزاری که پروژههایشان با
مشکل روبهرو میشود، نمیخواهند این واقعیت را بپذیرند که نرمافزارشان
مرده است و دیگر نمیتوان کاری برایش انجام داد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||